السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمة 6
نبراس الضياء وتسواء السواء
أديان به طرح وحلّ مسأله دوم مىپردازند . ولى با توجّه به عمق مسأله اوّل وتبعي بودن مسألهء دوّم ، ارزش افزون اين شاخه از أديان ، در مقايسه با شاخهء ديگر واضح خواهد نمود وما را از اطناب كلام در آن مستغنى خواهد ساخت . عظمت همين ژرفاى ناپيدا كرانه سبب اين امر بوده است تا متفكّران اسلامى از دير زمان در صدد ساختن آموزهاى رفيع أزين بنا باشند ، وتطوّرات اين تلاش مبارك وپر بار ، اين دانش را امروزه در سه مظهر زير به جلوه در آورده است : 1 - كلام معتزلي . 2 - كلام اشعرى . 3 - كلام شيعي . وپر واضح خواهد نمود كه هر يك أزين مظاهر را با ديگرى فرقى فاحش ، وتأثير وتأثّر يكى در ديگرى را جلوهاى نو بايسته است ، - كه ضيق اين گفتار ما را مانع از اطناب كلام درين باب است - در اين ميان كلام شيعي - كه نظرگاه ما در اين مقال است - خود داراى شاخههاى گوناگونى چون زيديّه ، اسماعيليّه ، اثنى عشريّه وغيره مىباشد كه در اين بين كلام شيعي دوازده امامي بواسطهء خصائصى چند از ديگر نحلههاى كلامي شيعي امتياز مىيابد كه آنها عبارتند از : 1 - منصوص بودن امامت . 2 - رجعت . 3 - تقيّه . 4 - بداء ( كه موضوع رسالهء حاضر است ) . در اين مقدّمه ، پس از نگرشى كوتاه به هر يك از اين أركان أربعة وارائه كتابنامهاى در آن ، به تحليل آموزهء بداء پرداخته وسپس متن مصحّح رساله « نبراس الضياء في معنى البداء » را با تصحيحى انتقادى به پيشگاه انديشگران فرزانه تقديم مىنماييم .